عبدالله مستوفى

155

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

موقع رفتن اعليحضرت رسيد ، با همان تشريفات با همراهان به گار پطرزبورغ و از آنجا با ترن به طرف پطرهوف رفتند كه براى شام حاضر شوند . شام بگمازى « 1 » در اين دو روزه ، شاه و شاهزاده‌ها با امپراطور و امپراطريس و خانوادهء امپراطورى شام و نهار ميخوردند . ميزبان ساير ملتزمين در هر شام و نهارى ، يكى از رجال دربار و در تالار عليحده غذا ميخوردند ولى امشب تماما مهمان امپراطور هستيم . در حقيقت شام بگمازى به تمام معنى امشب است . شاه و شاهزادگان ايران و امپراطور و خانوادهء امپراطورى هم در همين مجلس شام خواهند خورد . ما هم ديگر در سفارت كارى نداشتيم ، بنابراين بپطرهوف رفتيم كه خود را براى شام حاضر كنيم . شام در تالار بسيار بزرگى بود ، رجال و بزرگان و وزراء و سرلشكرها و سرتيپ‌هاى بومى هم با ملتزمين دعوت شده بودند ، كلهء تالار ميزى بگنجايش خانوادهء سلطنت ايران و روس گذاشته بودند . بعد از كمى فاصله و از دو طرف ميز سلطنتى ، ميز ساير مهمانها كشيده شده و دورهء ديوار تالار ميگشت . در وسط هم يكرشته ميز كشيده بودند كه در آخر تالار برضلع عرضى ميز دوره كه روبروى ميز شاه گسترده شده بود عمود ميشد . قريب پانصد نفر در سر اين سفره نشسته بودند ، در موقع دسر امپراطور نطقى كه جنبهء محبت آن زيادتر و جنبهء سياسى آن كمتر بود ، بفرانسه ايراد نمود . شاه به فارسى جوابى داد و مهندس الممالك كه بالاى سر شاه ايستاده بود ، ترجمه كرد . البته در موقع نطق سرهاى تاجور ، خوردن تعطيل و همه به حالت خبردار ولى نشسته بودند . بعقيدهء من ترجمهء نطق شاه كه اصلش چندان طولانى نبود ، قدرى دراز بود و نميدانم اين ترجمه قبلا چطور و بتصويب كى حاضر شده بود كه به نظر من خيلى شيك نيامد و لهجهء مهندس الممالك هم با اينكه فرانسه ميگفت ، قدرى آكسان‌كاشى داشت . بعد از شام ، تا يكى دو ساعت هم دنبالهء مجلس شب‌نشينى امتداد پيدا كرد و در حدود نصف شب برهم‌خورد . امشب آخرين شب توقف شاه در پطرهوف است ، فردا بعد از صرف نهار كه باز هم با خانوادهء امپراطورى صرف خواهند كرد ، با ترن به سمت باكو حركت خواهند فرمود و ملتزمين هم باز مهمان يكى از رجال دربار هستند كه مثل روزهاى قبل و با همان تشريفات نهار آخرى را هم صرف خواهند كرد . در كليهء اين نهار و شام‌ها عده‌اى از رجال و درباريهاى روس هم هستند . عزيمت شاه به سمت ايران فردا بعد از نهار كالسكه‌هاى دربارى در خيابان قصر پطرهوف حاضر شده ، شاه با امپراطور و شاهزاده‌ها با گراندوك‌ها و عين الدوله با وزير خارجه و بالجمله به همان ترتيبى كه روز ورود از گار آمده بودند ، بكالسكه‌ها نشسته بگار رفتند . گارد احترام هم مثل وقت

--> ( 1 ) - اين لغت از شاهنامهء فردوسى اقتباس شده و « شام بگمازى » ترجمهء دينه دوگالاى Diner de gala فرانسه است .